بهترین روز زندگیم
پسرک سلام. مامانی از اول ماجرا بشین گوش کن.
11بهمن سال 91صبح پاشدم شال کلاه کردم رفتم آزمایشگاه. خون دادم. گفت1ساعت دیگه جواب بگیرید گفتم باشه منتظر میمونم، دل تو دلم نبود، تا یک ساعت گذشت خانم منشی صدام زد گفت مبارکه،
اشکم در اومد. فرشته من اومده پیشم.
بابای تند تند زنگ میزد که ببینه جواب چی شد. زود زنگ زدم بهش گفتم بابا شدی. وای خدا چه روزی بود بعد به همه زنگ زدم گفتم جوجو اومد تو دلم
زندگیم با بودنت سبز شد.
عاشقتم
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


بهترین روز زندگیم
